دستورهای تازه خزانهداری آمریکا برای تنگتر کردن حلقه محاصره دور صنعت خودرو و حملونقل ریلی، پیش از اینکه نشانه قدرت و ابتکار عمل باشد، گواه آشکار استیصال در به بنبست کشاندن شریانهای حیاتی کشور است.
واشنگتن تلاش میکند با هدف گرفتن بخشهای اشتغالزا و ملموس زندگی مردم، اهرم فشارش را حفظ کند، اما در پس این ظاهرسازی قدرت، این راهبرد، هزینههایی سنگین برای خودشان و نظم اقتصادی جهان دارد که بازدهی تحریمها را بهشدت کاهش میدهد. امروز صنعت خودرو و صنایع جانبی آن با سهمی نزدیک به یکدهم از کل تولید ناخالص داخلی و اشتغال مستقیم و غیرمستقیم بیش از ۷۰۰ هزار نفر، در خط مقدم یک شبیخون لجستیکی و اعتباری قرار گرفتهاند. این رویکرد که حالا با درج نام شرکتهای خودروساز بزرگ ازجمله ایرانخودرو، سایپا، پارسخودرو و چند شرکت تابع و سازنده موتورسیکلت در فهرست سیاه، ابعاد تازهای به خود گرفته، تنها به جادههای تولید محدود نمانده است.
واشنگتن با هدف قرار دادن بخش حملونقل زیربنایی، نام شرکت راهآهن جمهوری اسلامی ایران و مجموعههای ریلی مرتبط با آن را نیز در این فهرست گنجانده است. اما حقیقت ماجرا این است که خزانهداری آمریکا بخش اعظم مهرههای سنگین خود را بازی کرده و حالا وقتی به سراغ ریزترین لایههای شرکتهای واسطهای و کارخانههای صنعتی میرود، معنایی جز ورود به منطقه انتهایی و پرهزینه تحریم ندارد؛ یعنی جعبهابزار واشنگتن دیگر سلاح تازه و اثرگذاری برای رو کردن ندارد.
پیش از این نیز، سیاستگذاران واشنگتن با هدف قرار دادن سایر حوزههای راهبردی اقتصاد ایران، امید داشتند چرخهای تولید را متوقف کنند، اما گذر زمان و تداوم فعالیت آن بخشها، نشان میدهد امروز دیگر تحریمها کارکرد توقفدهنده پیشین را ندارند؛ بلکه تنها هزینههای مبادله را برای مدتی افزایش میدهند.
از سوی دیگر، این راهبرد هزینه معکوس و سنگینی برای هژمونی اقتصادی ایالات متحده به همراه دارد، چراکه تحریمهای آمریکا علیه ایران پس از سالها تکرار، به مرحله فرسایش رسیده است. هر بار که آمریکا از دلار و نظام بانکی خود به عنوان سلاح استفاده میکند، سایر اقتصادهای بزرگ، انگیزه بیشتری برای تقویت ارزهای ملی و ایجاد سیستمهای پایاپای پیدا میکنند. امروز بازار جهانی با شتابی بیسابقه به سمت ارزهای جایگزین، مدلهای تسویه دوجانبه و پیمانهای مالی مستقل در بلوکهای غیرغربی از بریکس تا شانگهای حرکت میکند. گویی تیری که امروز به سمت تولید ملی ایران شلیک میشود، کمانه کرده و در میانمدت پایههای بیبدیل بودن نظام ارزیِ مبتنی بر دلار را میلرزاند.در داخل مرزها، تجربه سالهای اخیر ثابت کرد مسدودسازی یک خط تولید، لزوماً به معنی خاموشی آن نیست. صنعتی که امروز با تکیه بر شبکه قطعهسازی داخلی و بیش از ۲۰۰ شرکت دانشبنیان فعال در حوزه فناوریهای خودرویی سرپا مانده، ظرفیت انعطافی فراتر از محاسبات اتاقهای فکر واشنگتن بروز داده است. پیوند ناگزیر میان بنگاههای پیشرو با هستههای فناور داخلی و شکلگیری کریدورهای جایگزین تأمین، اثبات کرد ساختار صنعتی کشور در برابر این توفانها واکسینه شده است و دیگر با این تحریمهای کاغذی از پا درنمیآید.
با این همه، امروز تنها گلولهای که میتواند خطوط تولید ما را از درون زمینگیر کند، تحریمهای بیرونی نیست، بلکه «خودتحریمی» در ساختار سیاستگذاری است. نبود شفافیت ارزی، مقررات دستوپاگیر، قیمتگذاریهای دستوری نامتوازن که سودآوری تولید را از بین میبرد و بروکراسیهای فرساینده اداری، گاهی ضرباتی به مراتب سهمگینتر از تحریمهای خزانهداری آمریکا بر پیکره تولید وارد میکنند. تا زمانی که این گرههای داخلی باز نشوند، تولید کشور همزمان باید در دو جبهه بجنگد؛ در حالی که رفع موانع درونی، بهترین و کارآمدترین پاتک به جنگ اقتصادی است.
۱۱ مهر ۱۴۰۵ - ۰۸:۴۸
کد مطلب: ۱۱۶۸۵۳۹
دستورهای تازه خزانهداری آمریکا برای تنگتر کردن حلقه محاصره دور صنعت خودرو و حملونقل ریلی، پیش از اینکه نشانه قدرت و ابتکار عمل باشد، گواه آشکار استیصال در به بنبست کشاندن شریانهای حیاتی کشور است.
زمان مطالعه: ۲ دقیقه
منبع: روزنامه قدس





نظر شما